| ورود به سايت

کمينه

امر به معروف و نهی از منکر

امر به معروف و نهى از منکر در قرآن و لزوم تشکیلات براى آن


 

سفارش به حق همان امر به معروف است که شامل فکر حق، حرف حق، قانون حق، رهبر حق و حکومت حق مى‌گردد؛ یعنى باید هر روز معروف‌ها را گسترش دهیم و از مفاسد و منکرها جلوگیرى کنیم. با نگاهى به تاریخ اسلام به وجود نهادى با وظیفه امر به معروف و نهى از منکر با عنوان حسبه و احتساب آشنا مى‌شویم که علت اصلى پرداختن مسلمانان به این دو فریضه در قالب یک نهاد اهمیتى است که عقل و شرع به این دو فریضه مى‌دهد. آیات و روایات فراوانى در این مورد رسیده که توجه هر اسلام شناس ودیندار واقعى را به خود جلب مى کند. شهید آیت‌الله مطهری(ره) مى‌فرماید: “تشکیلاتى به نام دایره حسبه را دقیقا نمى‌دانیم از چه زمانى پیدا شده و به این نام نامیده شده است،‌قدر مسلم این است که در قرن چهارم بوده است و شاید در قرن سوم پیدا شده باشد. این دایره به نام امر به معروف و نهى از منکر درست شده و پایه دینى داشته و از شئون حکومت به شمار مى‌رفته است”.(2)

 

از میان آیاتى که درباره این دو فریضه نازل شده است آیه 104 سوره مبارکه آل عمران مى‌باشد:


“ولتکن منکم امه یدعون الى الخیر و یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و اولئک هم المفلحون”. آیه شریفه مى‌تواند ظهور در لزوم تشکیل گروهى داشته باشد که این دو فریضه را به طور خاص در جامعه اسلامى بر عهده گیرد.


آیه مذکور در کتابهایى که درباره حسبه بحث کرده یا نوشته شده است، مورد استشهاد قرار گرفته است.(3) ظهور من در تبعیض در این آیه مى‌تواند علت اصلى چنین استشهادى باشد.

مقاله مورد نظر در پى آن است که با رجوع به تفاسیر و کتب فقهى شیعى نظر صاحبان راى را در این باب شناسایى کند.


آیات و روایات در باب امر به معروف و نهى از منکر

امر به معروف و نهى از منکر در لسان آیات و روایات با اهمیت ویژه‌اى مطرح شده است به طورى که در بعضى از روایات از آنها به اتم و اشرف فرایض تعبیر شده است و برپایى سایر فرایض رادایر مدار بر پایى آن دو قرار داده‌اند.(4) در این زمینه به بعض از آیات و روایات اشاره مى‌کنیم:

آیات:

1- (ولتکن منکم امه یدعون الى الخیر و یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و اولئک هم المفلحون)(آل عمران / 104)
“و باید از میان شما گروهى باشد که دعوت به خیر و امر به معروف و نهى از منکر کنند و آنها رستگارانند”.

2- (کنتم خیرامه اخرجت للناس تامرون بالمعروف و تنهون عن المنکر و تومنون بالله و لو آمن اهل الکتاب لکان خیرالهم منهم المومنون و اکثر هم الفاسقون)(آل عمران/ 110)
“شما بهترین امتى هستید که از میان مردم خارج شده‌اند امر به معروف و نهى از منکر مى‌کنید و به خدا ایمان دارید و اگر اهل کتاب ایمان بیاورند براى آنها بهتر است، بعضى از آنها مومنند و بیشتر آنها فاسقند”.

3- (والمومنون و المومنات بعضهم اولیاء‌بعضى یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و یقیمون الصلوه و یوتون الزکاه و یطیعون الله و رسوله اولئک سیرحمهم ‌الله ان الله عزیز حکیم)(توبه / 71)
“مردم مومن و زنان مومن بعضى از آنها اولیاء بعضى دیگرند، امر به معروف و نهى از منکر مى‌کنند و نماز را برپا مى‌دارند و زکات مى‌دهند و خدا و رسول او را اطاعات مى‌کنند و آنها کسانى هستند که خداوند بر آنها رحمت خواهد فرستاد به درستى که خداوند عزیز و حکیم است”.

4- (الذین ان مکناهم فى الارض اقاموا الصلوه و آتوالزکاه و امرو بالمعروف و نهوا عن المنکر و لله عاقبه الامور)(حج/41)
“کسانى که اگر در زمین به آنها توانایى دهیم نماز را برپا مى‌دارند وزکات مى‌دهند وامر به معروف و نهى از منکر مى‌کنند و سرانجام امور از آن خداوند است”.

روایات:

1- الامر بالمعروف و النهى عن المنکر خلقان من خلق الله عزوجل فمن نصرهما اعزه الله و من خذ لهما خذله الله.(5)
2- من امر بالمعروف و نهى عن المنکر فهو خلیفه الله فى الارض و خلیفه رسوله.(6)
3- غایه الدین الامر بالمعروف والنهى عن المنکر و اقامه الحدود(7)
4- ما اعمال البر کلها و الجهاد فى سبیل الله عندالامر بالمعروف و النهى عن المنکر، الا کنفثه فى بحر لجی...(8)
5- “فى قوله تعالی: واصبر على ما اصابک” من المشقه و الاذى فى الامر بالمعروف و النهى عن المنکر(9)
6- الامر بالمعروف افضل اعمال الخلق(10)
7- ان الله لیبغض المومن الضعیف الذى لادین له- فقیل: و ما المومن الضعیف الذى لا دین له؟- قال:‌الذى لا ینهى عن المنکر(11)
8- ان الامر بالمعروف و النهى عن المنکر یا یدفع رزقا و لا یقرب اجلا. (12)
9- یا ایها الناس ان الله یقول لکم: مروا بالمعروف و انهوا عن المنکر قبل ان تدعوا فلا اجیب لکم و تسالونى فلا اعطیکم، و تستنصرونى فلا انصرکم. (13)
10- اذا عملت الخطیئه فى الارض، کان من شهدها فانکرها کمن غاب عنها و من غاب عنها فرضیها کان کمن شهدها(14)
گروههاى ویژه در امر به معروف و نهى از منکر

گرچه امر به معروف و نهى از منکر بر همه مردان و زنان مومن واجب است، ولى از گروه‌هایی، بیشتر خواسته شده است:

1- انبیاء:
از جمله وظایف انبیاء، امر به معروف و نهى از منکر است.(15) قرآن اولین وظیفه انبیاء را امر به معروف و نهى از منکر دانسته است؛ یامرهم بالمعروف و ینهاهم عن المنکر(16) بعد، مسائل دیگر را بیان کرده است؛ چون اولین معروف، یکتاپرستى و اولین منکر، طاغوت‌پرستى است؛ ان اعبداوالله و اجتنبوا الطاغوت.(17)

2- ائمه معصومین:
امام حسین(علیه‌اسلام) در برابر سخنانش برادرش محمد حنفیه که مى‌گفت به طرف عراق نروید! فرمود: مى‌خواهم امر به معروف و نهى از منکر کنم تا به روش جدم رسول خدا(صلى‌الله علیه) عمل کرده باشم.(18)

3- علما و دانشمندان:
قرآن مى‌فرماید: چرا علما؛ مردم را از حرام‌خوارى و حرام‌گویى باز نمى‌دارند؟ (19‌)
حضرت علی(ع) فرمود: دلیل هلاکت اقوام قبل این بود که گروهى گناه مى‌کردند و علما ساکت بودند.(20)
امیر مومنان (علیه السلام) مى‌فرمایند: خداوند افراد سفیر را به خاطر گناه و افراد عاقل و دانا را به خاطر ترک نهى از منکر‌، از رحمت خود دور مى ‌کند. (21)

4- مسئولان حکومتی:
قرآن مى‌فرماید:‌ نشانه حکومت صالحان و کسانى که قدرت و امکانات به آنان دادیم آن است که در زمین، اقامه نماز مى‌کنند، زکات مى‌پردازند و امر به معروف و نهى از منکر مى‌کنند.‌(22)

5- والدین:
قرآن مى‌فرماید: خود و اهل خود را از آتش دوزخى که آتش گیران آن انسان و سنگ است، حفظ کنید. (23)
از امام علیه السلام سئوال شد: چگونه آنان را از آتش حفظ کنیم؟
فرمود:‌آنان را امر به معروف و نهى از منکر کن. (24)

6- بزرگان جامعه:
امام صادق(ع) در نامه‌اى به یاران خود نوشت: حتما بزرگان و پیرمردان و قدرتمندان شما نسبت به جاهلان ریاست طلب از خود عطوفتى نشان دهند و دست کسانى را که تجربه‌اى ندارند، بگیرند؛ وگرنه نفرین و لعنت به همه آنان خواهد رسید.(25)

اما در باب وجود چنین تشکیلاتى براى امر به معروف و نهى از منکر، یکى از مهمترین ادله، آیه 104 سوره مبارکه آل عمران مى‌باشد:‌(ولتکن منکم امه یدعون الى الخیر و یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و اولئک هم المفلحون.)
لازم به ذکر است که فرضیه فوق در صورتى اثبات مى‌شود که مقدمات ذیل اثبات شوند:
اولا: لام در عبارت “ولتکن”‌لام امر باشد.
ثانیا: “من” در عبارت “منکم” تبعیضیه باشد.
ثالثا: همانطور که از کتب لغات استفاده مى شود یکى از معانى “امه” ، “کل جمع اوجماعه یجمعهم امر واحد”‌مى باشد که در ترجمه فارسى مى‌توان به “تشکیلات”‌تعبیر کرد.

اِعراب “ولتکن”
شیخ طوسی(ره) اعراب عبارت (ولتکن) را در آیه، بعد از ذکر آن اینگونه بیان مى‌کند:
“ولتکن امر و اللام لام الامر و انما سکنت مع الوا و ولم یکن لام الاضافه لان تسکین لام الامر یوذن بعملها انه الجزم، و لیس کذلک لام الاضافه. و لم یسکن مع ثم، لان ثم بمنزله کلمه منفصله.(26)
“عبارت (ولتکن) امر مى باشد و لام، لام امر است و با حرف و او ساکن شده است و لام اضافه نمى‌باشد زیرا تسکین لام امر اشعار به عمل آن که جزم است دارد و لام اضافه این چنین نیست و با (ثم) ساکن نشده است زیرا ثم بمنزله کلمه منفصله مى‌باشد”.

معانى امة
در کتاب لغت معانى متعددى براى (امه) ذکر شده است که یکى از آنها (جماعه) مى‌باشد:
“کل جماعه یجمعهم امر، امادین واحد، اودعوه واحده. اوطریقه واحده، او زمان واحد، او مکان واحد”(27) (”امه” هر جماعتى که امرى آنها را جمع کند مى‌باشد، این امر یا دین واحد یا دعوت واحد یا روشى واحد یا زمانى واحد و یا مکانى واحد است”. (ولما ورد ماء مدین و جد علیه امه من الناس یسقون).(28) “وچون بر سر چاه آبى حوالى شهر مدین رسید آنجا جماعتى را دید که گوسفندانشان را سیراب مى‌کردند”. ( یوم نبعث من کل امه شهیدا).(29) “و روزى را که در قیامت ما از هر امتى رسول و شاهدى برانگیزیم”. (و ترى کل امه جاثیه کل امه تدعى الى کتابها).(30) “ و هر جمعیتى (فرقه‌ای) به سوى کتاب خود خوانده شود”.
البته این لغت در معانى دیگرى مثل اتباع انبیاء، طاعت، قوم، وجه و قامت، مادر وغیره نیز به کار رفته است.

(من) تبعیضیه یا بیانیه
شیخ الطائفه دو قول را در کتاب تبیان خود این گونه بیان مى‌کند:
“و قوله (منکم امه) “من” ههنا للتعبیض على قول اکثر المفسرین، لان الامر بانکار المنکر و المر بالمعروف متوجه الى فرقه منهم غیر معنیه، لانه فرض على الکفایه فاى فرقه به سقط عن الباقین. و قال الزجاج التقدیر “ولیکن” جمیعکم و (من)(دختل لتخص المخاطبین من بین سائر الاجناس، کما قال: “فاجتنبو الرجس من الاوشان”‌و قال الشاعر:‌اخور غائب یعطیها و یسلبها یابى الضلامه منه النوفل الزمزلانه وصفه باعطاء الرغائب و النوفل الکثیر الاعطاء للنوافل. و الزفر:‌یحمل الاثقال، فعلى هذا الامر بالمعروف و النهى عن المنکر من فرض الاعیان لایسقط بقیام البعض عن الباقین. و هو الذى اختاره الزجاج و به قال الجبائی، و اختاره”. (31)
(در عبارت (منکم امه) از آیه شریفه (من) بنابر قول اکثر مفسیرین براى تبعیض مى باشد زیرا امر به برطرف کردن منکر و امر به معروف متوجه به یک فرقه و گروه غیر معین از آنها مى باشد زیرا که امر به معروف و نهى از منکر واجب کفایى است و هر گروهى که براى آن قیام کرد از سایرین ساقط مى شود زجاج گفته است که تقدیر آن است که همگى شما باشید و (من) داخل شده است که مخاطبین را از بین سایر اجناس مخصوص گرداند. همچنان که پروردگار فرموده است”‌از پلیدى که بتها مى‌باشد دورى کنید” و شاعر گفته است: (پناهگاه خواسته‌ها که مى‌دهد و باز مى‌دارد- از تاریکى دورى مى‌گزیند همان کسى است که بسیاردهنده و باز به دوش کشیده.)
به این دلیل که او را با اعطار غائب وصف کرده و نوفل کسى است که هدایاى زیادى عطا مى‌کند و زفر کسى است که سنگینیها را حمل مى‌کند. اما مرحوم قطب راوندى از قول “تبیین” و مرحوم طبرسى و مرحوم تحقق اردبیلى از قول “تبعیض” و سید محمد صادق روحانى از هر دو قول طرفدارى مى‌کنند که براى اختصار تنها ترجمه فارسى متون را مى‌آوریم.

در کتاب فقه القرآن چنین آمده است: “و به تحقیق اختلاف مفسرین و متکلمین را در قول پروردگار متعال (منکم امه) که یا براى تبعیض است و یا براى تبیین بیان کردیم. اولى آن است که براى تبیین باشد و معناى آن مى‌شود: امتى باشید که امر مى‌کنید مال قول خداوند متعال (کنتم خیر امه اخرجت للناس تامرون بالمعروف و ...) و صحیح نمى‌باشد که استدلال کنید (من) براى تبعیض باشد زیرا این دو فریضه واجب نیست مگر از کسى که معروف و منکر را بشناسد و بداند که چگونه امر بر اقامه آن مترتب مى‌شود و چگونه انجام دهد و اینکه جاهل چه بسا در موضع نرمش غلیظ شود و در موضع غلظت نرم شود و کسى را که نهى کردن آن غیر از لجبازى چیزى بر او افزایش نمى‌دهد نهى کند زیرا تمامى اینها از شرایط این دو فریضه مى‌باشد”.(32)

مرحوم طبرسی(ره) در مجمع البیان مى‌فرماید: “منکم امه” “من” در اینجا بنابر قول اکثر مفسرین براى تبعیض مى‌باشد براى اینکه امر به معروف و نهى از منکر بر افراد به صورت عینى واجب نمى‌باشد و آن دو از واجبات کفایى مى‌باشند و هر گروهى که به آنها قیام کرد از دیگران ساقط مى‌شود”.(33)

محقق اردبیلى نیز بعد از ذکر آیه 104 سوره آل عمران مى‌فرماید: “جماعتى که بعضى از شما هستید باشید پس (من) تبعیضیه مى باشد همانند آنچه که ظاهر است”.(34) اما سید محمد صادق روحانى از هر دو قول اینگونه طرفدارى مى‌کند: “و آیا آیه دلالت دارد بر اینکه لازم است جامعه یک اجتماع سالم باشد و این اجتماع صالح باشد که به سوى خیردعوت مى‌کند، که در این صورت خطاب به عموم مکلفین مى‌باشد و نظر به اینکه (من) داخل شده است که مخاطبین را از بین سایر اجناس تخصیص بزند همچنان که فرموده است (فاجتنبوا الرجس من الاوثان.) یا اینکه دلالت دارد بر اینکه این تکلیف، تکلیف کفایى است و امر متوجه به گروه غیر معینى از آنها مى‌باشد. از این نظر که (من) براى تبعیض مى‌باشد یا اینکه دلالت دارد بر اینکه این وظیفه متوجه گروه خاصى که علماء مى‌باشند است؟ چند وجه وجود دارد و ظاهر از آیه وجه اول مى‌باشد آنجا که پروردگار متعال ابتدا امر به تقوا و سپس به چنگ زدن همگى به ریسمان الهى و نهى از تفرقه مى‌کند، سپس خداوند متعال حال مسلمین را بعد از اتحاد تبیین مى‌کند و آن را با حال آنها قبل از اتحاد مقایسه مى‌کند سپس مى‌فرماید (ولتکن منکم) تا آخر آیه و ظاهر آن در این هنگام آن است که خداوند متعال آنها را بعد از اتحاد و اتفاق امر مى‌کند به اینکه هر یک از افراد جامعه نسبت به دیگران جلب کننده از شر باشد همچنان که آن فرد نسبت به نفس خود مى‌باشد و اینکه خطاب به همه مکلفین باشد تناسب دارد و بر فرض تنزل و کوتاه آمدن ظاهر آیه وجه آخر مى‌باشد از آن جهت که امت جماعتى است که مقصد واحد دارد و منظور جماعت غیر معین نمى‌باشد و این جماعت غیر از علماء نمى‌باشند”.

در نهایت آنچه که در این تحقیق به عنوان قول مختار انتخاب مى شود بیان علامه طباطبایى‌ در المیزان مى‌باشد. ایشان بعد از اشاره به اختلاف اقوال در (من) بیانیه یا تبعیضیه چنین مى‌فرمایند:
“و آنچه که شایسته است گفته شود آن است که بحث در اینکه (من) تبعیضیه با یبانیه باشد منتهى به یک ثمره‌اى که حاصل پس به درستى که دعوت وامر به معروف و نهى از منکر اگر واجب شوند به دلیل طبع آن باید واجب کفایى باشند زیرا که بعد از حصول غرض معنایى براى دعوت و امر و نهى ذکر شده نمى‌باشد پس اگر بر همه امت واجب شود که داعى به سوى خیر و آمر به معروف و نهى از منکر باشند به این معنا مى‌باشد که در میان آنها کسانى هستند که به این وظایف قیام مى‌کنند. و به هرحال امر با بعضى افراد پابرجا مى‌شود و خطاب اگر براى بعضى افراد باشد که همان چیزى است که آمد واگر براى همه باشد، اینجا هم همچنین به اعتبار بعضى مى‌باشد. به عبارت دیگر همه نسبت به آن مسئول هستند ولى فقط به عده‌اى به دلیل آن پاداش داده مى‌شود و به این دلیل بیان (و اولئک هم المفلحون) را خداوند متعال در آخر آیه آورده است پس ظاهر آن است که (من) تبعیضیه مى‌باشد و این در مثل این ترکیب در زبان گفتگو میان عرب ظاهر است و به غیر از آن مگر با دلیلى نباید پرداخت

.(

 

هر روز که از عمرمان مى‌گذرد، اگر چیزى ذخیره نکنیم، در این بازار هستى باخته‌ایم. بهترین ذخیره‌ها ایمان وعمل صالح و سفارش دیگران به حق و صبر است. چنانکه خداوند در سوره مبارکه “عصر” مى‌فرمایند: “ان الانسان لفى خسر- الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر”(1)

چاپ  

پنج شنبه 18 شهریور 1389

 

Copyright 2009 by دادگستری استان زنجان